تبليغاتX
ترانه ی تنهائی
هیچ کس ما را نمی آرد به خاطر ای عجب // یاد عالم می کنیم اما فراموشیم ما

 

التماست نمی کنم

هرگز گمان نکن که این واژه را

در وادی آوازهای من خواهی شنید

تنها می نویسم بیا

بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر

نگاه کن

ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است

اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود

ساعتی پیش

این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم

حال هم

به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم

بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست

تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی

اما

تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین

بیا و امشب را

بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش

مگر چه می شود

یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم ؟

ها ؟

چه می شود ؟!...

"یغما گلرویی"

 

 

یه توضیح ساده!

- این شعر مخاطب خاص نداره!

فردا نیاین بگین چه میدونم غمگینی و نا امیدی و این حرفا!!

من هیچ مرگیم نیست!

مرسی از همراهیتون...!



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:16 توسط ..::آرام::..

 

سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای

آهسته می تراود از این غم ترانه ای

باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست

دارم هوای گریه خدایا بهانه ای!

"استاد امین پور"

 

 

 

ته نوشت!

 

+البته الان ۲-۳ ساعتی هست که بارون بند اومده٬اما دل من هنوز هوای بارونی شدن داره...

+ ميخواستم اينبار متفاوت تر از قبل اپ كنم!اما انگار خاصيت جمعه هاست كه ازش غم ميباره...

مخصوصا جمعه اي كه ....

(هيچي!مهم نيست...)

 

+معذرت ميخوام!

نشد كه اين بار هم شاد باشه...دست خودم نبود

 

+بدلیل خود سانسوری!!!یک ته نوشت٬حذف شد...

 

آرام...!



لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 19:9 توسط ..::آرام::..

 

چند وقت است دلم میگیرد

دلم از شوق حرم می گیرد

مثل یک قرن شب تاریک است

دو سه روزی که دلم میگیرد

مثل اين است كه دارد كم كم

هستی ام رنگ عدم می گیرد

دسته ی سینه زنی در دل من

نوحه می خواند و دم می گیرد

گریه ام يعني٬باران بهار!

هم نمي گيرد و هم مي گيرد!

بس كه دلتنگي من بسيار است

دلم از وسعت كم مي گيرد

لشكر عشق٬حرم را به خدا

به خود عشق قسم مي گيرد

 

"استاد امين پور"

 

  *شيخ رجب علي خياط:

 «کوشش کن قلبت فقط برای خدا باشد.وقتی قلب تو برای خدا باشد٬خدا انجاست٬ارواح همه انبیا و اولیا آن جا هستند و همه ی انچه مخلوق خداست٬نزد تو حاضر خواهد بود»

کیمیای محبت-صفحه۱۸۳

 *

اینروزا زندگیزیــــــــــاد بر وفق مراد نیست...(هه! زياد كه چه عرض كنم!!؟!)

اومدم با حافظ درمیون گذاشتم٬که....!

مرسی حافظ!

 

*

بنابراین تصمیم به تحول گرفتم!اما از اونجایی که همیشه حافظ (و همه!!)میگن! و گوشم متاسفانه بدهکار نیست!!!چشمانم اب نميخورد!

اخه كسي هست كه از من سادتر هم بگيره!؟

از اين هم بيشتر امكان داره!؟

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:3 توسط ..::آرام::..

 

 

¤¤ من هيچ چيز و هيچ كس را

ديگر

در اين زمانه دوست ندارم

انگار

اين روزگار چشم ندارد من و تو را

يك روز

خوشحال و بي ملال ببيند

زيرا هر چيز و هز كسي را

كه دوستر بداري

حتي اگر يك نخ سيگار

يا زهر مار باشد

از تو دريغ ميكند

پس من با همه وجودم

خودم را زدم به مردن

تا روزگار ديگر

كاري به كار من نداشته باشد...! ¤¤

"مرحوم استاد امين پور"

 

 

پ ن:

نتونستم عنوان مناسبی واسه این مطلب و این روزا در نظر بگیرم!

عنوان بی عنوان!

+

هنوز وقتی کنار اسم استاد٬مرحوم میبینم برام یه جوریه! روحش شاد...

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 22:7 توسط ..::آرام::..

 

""یا مقلب القلوب والبصار

یا مدبرالیل والنهار

یا محول الحول و الاحوال

 حول حالنا الی احسن الحال""

 

 

**۸۷*۸۷**

 

نوروز مبارک 

 

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که این جا

بین ادمهایی٬که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها٬به تو می اندیشد

و کمی٬

دلش از دوری تو دلگیر است...

 

مهربانم٬ای خوب!

یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که چشمش٬

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش اینست؛

زیر این سقف بلند٬هر کجایی هستی٬به سلامت باشی

و دلت همواره٬محو شادی و تبسم باشد...

 

مهربانم٬ای خوب!

یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که دنیایش را٬

همه هستی و رویایش را٬به شکوفایی احساس تو٬پیوند زده

و دلش میخواهد٬ لحظه ها را با تو ٬به خدا بسپارد...

 

مهربانم٬ای خوب!

یک نفر هست که با تو

تک و تنها با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور!

پر احساس و خیال است و سرور!

 

مهربانم٬ای یار٬یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که با تو٬به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت٬ هر صبح٬ گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا میکند این بار که تو

با دلی سبز و پر از ارامش٬ راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و ابی فردا برسی...

 

 

-*

سال نو مبارک...

حرفامو اون طرف زدم!فقط چون الان دلم یه جوری بود٬اومدم و خواستم یه چند خطی بنویسم...حرف خاصی نیست! امیدوارم سال خوبی رو گذرونده باشین و سال بهتری هم پیش روتون باشه

امسال عید برام با همه ی عیدهایی که تجربه کردم فرق داره٬امیدوارم خوب باشه

سر سفره هفت سین واسه همدیگه دعا کنیم

 

ارام



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 22:32 توسط ..::آرام::..

  

چی بگم...

 

سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني 

 

                  شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني

 

   آه باران من سراپاي وجودم آتش است

 

                پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني... 

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 22:20 توسط ..::آرام::..

جمعه ساكت

جمعه متروك

جمعه چون كوچه ها كهنه.غم انگيز

جمعه انديشه هاي تنبل بيمار

جمعه خميازه هاي موذي كشدار

جمعه بي انتظار

جمعه تسليم

 

خانه ي خالي

خانه ي دلگير

خانه در بسته بر هجوم جواني

خانه تاريكي و تصور خورشيد

خانه تنهائي و تفال ترديد

خانه ي پرده.كتاب.گنجه.تصاوير

 

آه.چه ارام وپر غرور گذر داشت

زندگي من چون جويبار غريبي

در دل اين جمعه هاي ساكت متروك

در دل اين خانه هاي خالي دلگير

اه. چه ارام و پر غرور گذر داشت. . .

"فروغ"

پ ن :

اين جمعه هم گذشت...

متفـاوت از بقيه جمعه ها... اين متفاوت بودن رو نميشه گــفت...بايد حسـش كرد!

 ....!

 

پ ن خصـوصـي تا يادم بمونــــــــه.... :

يادم باشه بازم بودي...

ممنونــــــــــــم! واقعا ممـنونـم....

 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 21:59 توسط ..::آرام::..

 

وقتي در تنهايي خودم قدم ميزنم . . .

خاطرات با تو بودن

آرامشم را بر هم ميزند

چه پريشاني لذت بخشي است دلتنگ تو بودن

دلم براي شنيدن صدايت تنگ شده

براي ديدنت . . .

ديشب در خواب هم  منتظر آمدنت بودم

اما به خوابم هم نيامدي

و من

درد انتظار را

در خواب هم حس كردم . . .

 

 

دلتنگم...

 

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:27 توسط ..::آرام::..

 

نخستین کس که در مدح تو شعری گفت٬ادم بود

شروع عشق و اغاز غزل شاید همان دم بود

نخستین اتفاق تلخ تر از تلخ٬در تاریخ

که پشت عرش را خم کرد٬یک ظهر محرم بود

مدینه نه٬که حتی مکه دیگر جای امنی نیست

تمام کربلا و کوفه غرق ابن